آموزگار بزرگ شهادت


ناگهان جرقه ای درظلمت،انفجاری در سکوت،سیمای تابناک شهیدی که زنده بر خاک   گام بر میدارد،از اعماق سیاهی ها،از
انبوه تباهی ها،چهره روشن و نیرومند یک امید،در شب ظلمانی یاس.باز از خانه خاموش
فاطمه ،این خانه کوچکی که از همه تاریخ بزرگ تر است،مردی بیرون آمد،خشمگین،مصم و در
هیاتی که گویی بر سر همه قصرهای قساوت و جایگاههای قدرت،آهنگ یورش دارد و
گویی قله کوهی است که آتشفشانی بیتاب را در دل خود به بند کشیده است و یا تند
بادی است که خداوند بر این قوم عاد فرو فرستاده است و اکنون به وزیدن آغاز میکند...

آموزگار بزرگ شهادت
حسین،اکنون تنها برخاسته است تا بیاموزد که مرگ سیاه سرنوشت  شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن میدهند تا زنده بمانند.

به قلم دکتر علی
شریعتی  از کتاب شهادت

/ 0 نظر / 8 بازدید